در حال دریافت اطلاعات ...
متن رفرنس
فعل Get در زبان انگلیسی بسیار رایج است، اما برای صحبت در مورد «تغییرات» همیشه مناسب نیست. استفاده از جایگزینهای دقیقتر میتواند سطح نگارش و مکالمه شما (مخصوصاً در محیطهای حرفهای) را بهبود ببخشد.
بخش A: استفاده از Go به جای get (برای تغییرات)
از فعل Go برای تغییرات در شخصیت، ظاهر و تواناییهای فیزیکی، و همچنین تغییرات ناگهانی (معمولاً منفی) استفاده میشود.
go mad / blind / deaf (دیوانه شدن / کور شدن / کر شدن)
If I stare at this spaghetti code any longer, I’ll go blind.
(اگر بیشتر از این به این کدهای درهمریخته (اسپاگتی) خیره شوم، کور میشوم.)
go red / dark (قرمز شدن / تاریک شدن - تغییرات ناگهانی)
When the production server crashed, all the dashboard indicators went red.
(وقتی سرور اصلی از کار افتاد، تمام نشانگرهای داشبورد قرمز شدند.)
go yellow (زرد شدن - تغییر رنگ کند در گذر زمان)
The plastic casing of the old retro computer had gone yellow over the years.
(قاب پلاستیکی کامپیوتر قدیمی طی سالها زرد شده بود.)
بخش B: استفاده از Turn به جای get
فعل Turn معمولاً با رنگها همنشین (Collocate) میشود.
turn gold / red / white (طلایی شدن / قرمز شدن / سفید شدن)
The developer’s face turned white when he realized he had dropped the main database table.
(وقتی توسعهدهنده متوجه شد که جدول اصلی دیتابیس را پاک کرده است، رنگ صورتش سفید شد.)
بخش C: تفاوت Get و Become
فعل Become رسمیتر از Get است و برای مقالات یا مستندات فنی مناسبتر است. همچنین برای برخی کلمات فقط باید از Become استفاده کرد.
become involved / depressed / angry (درگیر و مشارک شدن / افسرده شدن / عصبانی شدن)
She decided to become involved in the open-source community to improve her GitHub profile.
(او تصمیم گرفت برای بهبود پروفایل گیتهاب خود، در جامعه متنباز مشارکت کند.)
become popular / obsolete (محبوب شدن / منسوخ شدن - در این موارد اصلا از get استفاده نکنید)
JavaScript has become popular for both front-end and back-end development.
(جاوا اسکریپت برای توسعه فرانتاند و بکاند محبوب شده است.)
بخش D: جایگزینهای دیگر برای get و become
fall silent / ill (ساکت شدن / بیمار شدن)
Everyone in the meeting fell silent when the CTO announced the project cancellation.
(وقتی مدیر ارشد فناوری لغو پروژه را اعلام کرد، همه در جلسه ساکت شدند.)
grow older / louder / larger (پیرتر شدن / بلندتر شدن / بزرگتر شدن)
As the application’s user base grew larger, we had to scale our cloud infrastructure.
(همانطور که پایگاه کاربران اپلیکیشن بزرگتر شد، مجبور شدیم زیرساخت ابری خود را مقیاسپذیر کنیم [ارتقا دهیم].)
بخش E: استفاده بیش از حد و اشتباه از get
بسیاری از زبانآموزان فعل get را به اشتباه به جای افعال دیگر به کار میبرند. (در موارد زیر get کاملاً غلط است).
make friends (دوست پیدا کردن) [نه get friends]
Tech conferences are a great place to make new friends in the industry.
(کنفرانسهای تکنولوژی مکان فوقالعادهای برای پیدا کردن دوستان جدید در این صنعت هستند.)
have / suffer a heart attack (دچار حمله قلبی شدن) [نه get a heart attack]
The SysAdmin almost had a heart attack when the data center lost power.
(وقتی برق دیتاسنتر قطع شد، مدیر سیستم تقریباً دچار حمله قلبی شد.)
go crazy (دیوانه شدن) [نه getting crazy]
I am going crazy trying to debug this asynchronous function!
(دارم از تلاش برای دیباگ کردن این تابع ناهمگام (asynchronous) دیوانه میشوم!)
عنوان کارت
پاسخ