در حال دریافت اطلاعات ...
متن رفرنس
وقتی از sleep استفاده میکنیم، معمولاً دربارهی عملِ خوابیدن یا عادتِ خوابیدن صحبت میکنیم.
مثال ۱ (عمل خوابیدن در گذشته):
I slept for 8 hours last night.
(من دیشب ۸ ساعت خوابیدم.)
اینجا فعل گذشتهی sleep یعنی slept رو به کار بردیم که نشون میده عملِ خوابیدن اتفاق افتاده.
مثال ۲ (عادت یا زمان خوابیدن):
Ali sleeps at 11 PM.
(علی ساعت ۱۱ شب میخوابد.)
اینجا فعل حال سادهی sleeps به کار رفته که نشون میده علی معمولاً در این ساعت میخوابد (یک عادت یا زمانبندی).
مثال ۳ (درخواست یا پیشنهاد):
You should sleep more.
(تو باید بیشتر بخوابی.)
اینجا هم فعل sleep استفاده شده چون داریم دربارهی عملِ خوابیدن صحبت میکنیم.
وقتی از asleep استفاده میکنیم، داریم وضعیتِ فعلی یا گذشتهی کسی رو توصیف میکنیم که در حال خواب است. asleep معمولاً بعد از فعل ربطی (مثل to be) یا بعد از فعلهایی مثل fall یا keep میاد.
مثال ۱ (وضعیت فعلی):
Ali is asleep right now.
(علی الان خواب است / در خواب است.)
اینجا asleep داره وضعیت علی رو در این لحظه توصیف میکنه.
مثال ۲ (وضعیت در گذشته):
When I arrived, Ali was asleep.
(وقتی من رسیدم، علی خواب بود.)
اینجا asleep وضعیت علی رو در اون زمان در گذشته نشون میده.
مثال ۳ (شروعِ وضعیت خواب):
Ali fell asleep on the sofa.
(علی روی مبل به خواب رفت.)
این همان جملهی مثال قبلی خودمان است. fall asleep یعنی فرآیندِ ورود به وضعیتِ خواب.
مثال ۴ (نگه داشتن در وضعیت خواب):
Keep the baby asleep until the guests leave.
(بچّه را در خواب نگه دار تا مهمانها بروند.)
اینجا asleep وضعیتِ مطلوب برای بچّه را توصیف میکند.
sleep (فعل): انجام دادنِ عملِ خوابیدن. (I sleep, he sleeps, I slept)
asleep (صفت): در وضعیتِ خواب بودن. (He is asleep, she was asleep)
جملهی اصلی ما: “I fell asleep…”
اینجا “fell” فعلِ گذشتهی “fall” است و “asleep” وضعیتِ بعد از اون فعل رو توصیف میکنه. یعنی “من واردِ وضعیتِ خواب شدم”.
به زبان خیلی ساده:
sleep = کاریه که میکنی (میخوابی)
asleep = وضعیتیه که داری (خوابی)
عنوان کارت
پاسخ