در حال دریافت اطلاعات ...
متن رفرنس
برای معنیهای نزدیک به «پیش رفتن / کار را جلو بردن / ادامه دادن» در انگلیسی، چند عبارت خیلی رایج داریم که هرکدام ساختار، حرف اضافه، و کاربرد متفاوتی دارند. من اینها را مخصوصاً با مثالهای برنامهنویسی توضیح میدهم.
«ادامه دادنِ …»، «پیش بردنِ …»، «با … ادامه دادن»
proceed with + اسم
proceed with + فعلِ ing
We will proceed with the deployment.
ما با دیپلوی ادامه میدهیم.
The team proceeded with testing.
تیم به تست ادامه داد.
We can proceed with fixing the bug.
میتوانیم با رفع باگ ادامه بدهیم.
این عبارت رسمی است و بیشتر در گزارش، ایمیل کاری، یا متن اداری دیده میشود.
«شروع/ادامه دادن با …»، «پیش بردن …»
go ahead with + noun
go ahead with + gerund
Let’s go ahead with the release.
بیایید انتشار را جلو ببریم.
They went ahead with the code review.
آنها کدریویو را ادامه دادند.
We decided to go ahead with merging the PR.
تصمیم گرفتیم مرج کردن PR را انجام دهیم.
از proceed with کمی محاورهایتر و طبیعیتر است.
«ادامه دادن»، «سرِ کاری را گرفتن و ادامه دادن»
carry on with + noun
carry on with + gerund
Let’s carry on with the refactoring.
بیایید رفرکتورینگ را ادامه بدهیم.
She carried on with debugging the app.
او به دیباگ کردن اپ ادامه داد.
We can carry on with the implementation tomorrow.
میتوانیم فردا پیادهسازی را ادامه بدهیم.
بیشتر در انگلیسی بریتانیایی رایج است، ولی همه جا فهمیده میشود.
«ادامه دادنِ …»
continue with + noun
continue with + gerund
We will continue with the development.
ما به توسعه ادامه میدهیم.
He continued with writing the API.
او نوشتن API را ادامه داد.
Let’s continue with the next task.
بیایید با تسک بعدی ادامه بدهیم.
خیلی طبیعی و ساده است. از نظر رسمیبودن، بین محاوره و نوشتار کاری قرار میگیرد.
«جلو بردنِ …»، «پیش بردن به سمت مرحله بعد»
move forward with + noun
move forward with + gerund
We’re moving forward with the feature.
داریم فیچر را جلو میبریم.
The team moved forward with integrating the payment gateway.
تیم ادغام درگاه پرداخت را پیش برد.
Let’s move forward with fixing the performance issue.
بیایید رفع مشکل عملکرد را جلو ببریم.
خیلی طبیعی در فضای کاری/مدیریتی.
«روی چیزی کار کردن»
work on + noun
work on + gerund
I’m working on the frontend.
دارم روی فرانتاند کار میکنم.
We’re working on fixing the bug.
داریم روی رفع باگ کار میکنیم.
He worked on improving the login flow.
او روی بهتر کردن روند ورود کار کرد.
یکی از رایجترین و طبیعیترین عبارتها در برنامهنویسی است.
«روی چیزی تمرکز کردن»
focus on + noun
focus on + gerund
Let’s focus on optimizing the database queries.
بیایید روی بهینهسازی کوئریهای دیتابیس تمرکز کنیم.
I’m focusing on debugging this issue.
دارم روی دیباگ این مشکل تمرکز میکنم.
وقتی میخواهی بگویی فعلاً انرژیات روی یک بخش خاص است، خیلی خوب است.
«در … پیشرفت کردن»
make progress on + noun
We’re making progress on the backend rewrite.
داریم در بازنویسی بکاند پیشرفت میکنیم.
I made progress on the authentication system.
در سیستم احراز هویت پیشرفت کردم.
برای گفتن «کار دارد جلو میرود» خیلی طبیعی است.
«با قدرت/اصرار پیش بردن»
push forward with + noun
They pushed forward with the migration.
مهاجرت را پیش بردند.
We should push forward with the release.
باید انتشار را جلو ببریم.
کمی قویتر و مصممتر از move forward with است.
«ادامه دادن»
go on with + noun / gerund
Let’s go on with the code review.
بیایید کدریویو را ادامه بدهیم.
She went on with implementing the feature.
او پیادهسازی فیچر را ادامه داد.
در بعضی موقعیتها طبیعی است، ولی از continue with کمتر رسمی/شفاف است.
«ادامه بده»، «همینطور ادامه بده»
keep going
Keep going, you’re almost done.
ادامه بده، تقریباً تمومه.
I kept going until the build passed.
ادامه دادم تا بیلد موفق شد.
خیلی محاورهای و طبیعی است، ولی معمولاً برای تشویق یا ادامه دادن کلی استفاده میشود.
«به کار روی چیزی ادامه دادن»
keep working on + noun
I’ll keep working on the bug.
به کار روی باگ ادامه میدهم.
We need to keep working on the UI.
باید به کار روی UI ادامه دهیم.
«کاری را به نتیجه رساندن / تمام کردن»
get + object + done
We need to get this feature done by Friday.
باید این فیچر را تا جمعه تمام کنیم.
I’m trying to get the deployment done today.
دارم سعی میکنم دیپلوی را امروز انجام بدهم.
روی تمام شدن و نتیجه گرفتن تأکید دارد.
«رسیدگی کردن به …»
deal with + noun
I’m dealing with a login issue.
دارم به یک مشکل لاگین رسیدگی میکنم.
We need to deal with the memory leak.
باید به نشت حافظه رسیدگی کنیم.
وقتی مشکل یا مسئله داری، خیلی طبیعی است.
«مدیریت/رسیدگی کردن به …»
handle + noun
The backend handles the requests.
بکاند درخواستها را مدیریت میکند.
The system can handle large traffic.
سیستم میتواند ترافیک زیاد را تحمل/مدیریت کند.
اگر بخواهم برای برنامهنویسی بهت بگویم کدامها طبیعیترند:
work on
focus on
continue with
carry on with
go on with
move forward with
go ahead with
proceed with ← رسمیتر
make progress on
make progress
make slow progress
get something done
I’m working on the authentication flow.
We’re making progress on the API integration.
Let’s continue with the refactoring.
They went ahead with the release.
We need to get the bug fixed today.
I’m dealing with a timeout issue.
The team is moving forward with the migration.
عنوان کارت
پاسخ