در حال دریافت اطلاعات ...
متن رفرنس
این عبارت یعنی:
وسوسه شدن که کاری را انجام بدهی
یا
به انجامِ کاری ترغیب شدن / متمایل شدن
I was tempted to buy that expensive phone.
وسوسه شدم آن گوشی گران را بخرم.
She was tempted to skip the meeting.
او وسوسه شد جلسه را نرود.
We were tempted to give up after the first failure.
بعد از شکست اول وسوسه شدیم که تسلیم شویم.
He is tempted to check his phone every five minutes.
او وسوسه میشود هر پنج دقیقه گوشیاش را چک کند.
I was tempted to say something rude, but I stayed silent.
وسوسه شدم حرف بیادبانهای بزنم، اما ساکت ماندم.
عنوان کارت
پاسخ