در حال دریافت اطلاعات ...
متن رفرنس
برای اینکه بتوانید مثل یک Native از آن استفاده کنید، باید بدانید که بعد از آن چه چیزی قرار میگیرد (اسم، فعل، یا عبارات زمانی).
در این حالت، هم استفاده از to + verb (مصدر) و هم verb + ing (اسم مصدر) صحیح است و تفاوت معنایی چندانی ندارند.
ساختار: Start + to do / doing
مثال:
“It started to rain.” یا “It started raining.” (باران شروع به باریدن کرد.)
نکته پیشرفته: اگر فعلِ خودِ start در حالت استمراری باشد (مثلاً is starting)، بهتر است از to + verb استفاده کنید تا از تکرار دو «ing» پشت سر هم جلوگیری کنید:
اشتباه: It is starting raining.
صحیح: It is starting to rain.
این مستقیمترین حالت است؛ وقتی چیزی را آغاز میکنید (کسبوکار، گفتگو، مسابقه، یک وسیله).
ساختار: Start + [Noun]
مثال:
“She started a new business last year.” (او سال پیش یک کسبوکار راه انداخت.)
“He started a conversation with a stranger.” (او گفتگو با یک غریبه را آغاز کرد.)
“I need to start my car.” (باید ماشینم را روشن کنم/استارت بزنم.)
وقتی «زمان» یا «مکان» مطرح است، دیگر از by استفاده نمیکنیم.
ساختار: Start + at/in/on + [Time/Place]
مثال:
“The movie starts at 8:00 PM.” (فیلم ساعت ۸ شروع میشود.)
“The race starts in the city center.” (مسابقه در مرکز شهر شروع میشود.)
این عبارات (Phrasal Verbs) کمی حرفهایتر هستند و به “نقطه شروع یک مسیر” یا “وضعیت اولیه” اشاره دارند.
Start off / Start out: معمولاً برای شروع یک دوره زمانی، یک شغل یا یک مسیر زندگی به کار میروند.
“He started off his career as a dishwasher.” (او دوران حرفهایاش را به عنوان ظرفشور شروع کرد.)
“We started out with very little money.” (ما با پول خیلی کمی شروع کردیم.)
وقتی میخواهید بگویید همه چیز را کنار گذاشتید و از ابتدا شروع کردید.
ساختار: Start over یا Start again
مثال:
“The file was corrupted, so I had to start over.” (فایل خراب شد، پس مجبور شدم از اول شروع کنم.)
این ساختار برای بیان «اولین گام از یک سلسله مراتب یا فرآیند» به کار میرود.
فرمول: Subject + Start by + [Verb-ing] + ...
کاربرد: وقتی میخواهی به مخاطب بگویی “برای انجام این کار، نقشه راه من این بود که با فلان کار شروع کنم”.
مثالهای کاربردی:
در محیط کار: “To improve the software, I started by identifying the bugs.”
(برای بهبود نرمافزار، با شناسایی باگها شروع کردم.)
در یادگیری: “To learn English, I started by listening to podcasts.”
(برای یادگیری انگلیسی، با گوش دادن به پادکست شروع کردم.)
در آشپزی: “The chef started by preparing the fresh ingredients.”
(سرآشپز با آمادهسازی مواد تازه شروع کرد.)
نکته مهم برای Writing:
وقتی میخواهی یک پاراگراف را شروع کنی، این ساختار فوقالعاده است چون به جای جملات ساده (مثل "First, I did… ")، نشان میدهد که تو در حال توصیف یک “فرآیند” (Process) هستی.
چرا Start by در رایتینگ تو (و بقیه) معجزه میکند؟
ببین، وقتی مینویسی:
I sold my treadmill. Then I bought a new one. (دو جمله ساده)
I started by selling my treadmill, and then moved on to buying a new one.
در جمله دوم، با استفاده از Start by، تو داری به خواننده میگویی: «این یک سلسلهمراتب منطقی است». این دقیقاً همان چیزی است که ممتحنهای آیلتس یا کسانی که متنهای حرفهای میخوانند به دنبالش هستند (نشاندهنده تسلط به Cohesion یا انسجام متن).
عنوان کارت
پاسخ