در حال دریافت اطلاعات ...
متن رفرنس
در این حالت، “as” یعنی at the same time as (دقیقاً در همان زمان).
نکته ۱: دو اتفاق که دقیقاً همزمان با هم رخ میدهند.
مثال برنامهنویسی:
The system writes errors to the log file as the script runs.
(سیستم ارورها را در فایل لاگ مینویسد، همزمان با اینکه اسکریپت در حال اجراست.)
Can you monitor the CPU usage as you execute the query?
(آیا میتوانی میزان مصرف CPU را مانیتور کنی، در حین اینکه کوئری را اجرا میکنی؟)
نکته ۲: یک اتفاق کوتاه در وسط یک اتفاق طولانیتر رخ میدهد (استفاده با گذشته استمراری).
مثال برنامهنویسی:
The server crashed as it was processing the large JSON file.
(سرور کرش کرد در حین اینکه داشت آن فایل JSON بزرگ را پردازش میکرد.)
We found a memory leak as we were debugging the authentication module.
(ما یک نشت حافظه پیدا کردیم در حین اینکه داشتیم ماژول احراز هویت را دیباگ میکردیم.)
نکته ۳: استفاده از “just as” به معنای «دقیقاً در همان لحظه».
مثال برنامهنویسی:
Just as I clicked "Deploy", the AWS console went down.
(دقیقاً در همان لحظهای که روی “دیپلوی” کلیک کردم، کنسول AWS از دسترس خارج شد.)
The bug appeared just as I was showing the demo to the client.
(باگ دقیقاً در همان لحظهای خودش را نشان داد که داشتم دمو را به کلاینت نشان میدادم.)
نکته ۴: دو اتفاق که در یک بازه زمانی طولانیتر با هم پیش میروند (تغییرات تدریجی).
مثال برنامهنویسی:
As the database grew larger, the SQL queries became slower.
(هر چه / با گذشت زمان که دیتابیس بزرگتر شد، کوئریهای SQL کندتر شدند.)
I began to understand React hooks better as I worked on more projects.
(همزمان با اینکه روی پروژههای بیشتری کار کردم، هوکهای ریاکت را بهتر فهمیدم.)
نکته ۵: مقایسه as و when در زمان:
از as فقط زمانی استفاده میکنیم که دو اتفاق همزمان رخ دهند.
As I ran the compiler, I checked my emails. (همزمان)
از when زمانی استفاده میکنیم که یک اتفاق بعد از اتفاق دیگر رخ دهد.
When the build finished, I pushed the code to the repository. (بعد از اینکه بیلد تمام شد، کد را پوش کردم. - اینجا نمیتوانیم از as استفاده کنیم).
در این حالت، “as” هممعنی کلماتی مثل because است.
نکته ۱: استفاده از “as” برای بیان علت و دلیل.
مثال برنامهنویسی:
As the API returned a 500 status code, I implemented a retry mechanism.
(چون که API کد وضعیت ۵۰۰ برگرداند، من یک مکانیزم تلاش مجدد پیادهسازی کردم.)
As it's a constant variable, let's use "const" instead of "let".
(به دلیل اینکه این یک متغیر ثابت است، بیایید به جای let از const استفاده کنیم.)
I didn't use that npm package as it hasn't been updated in 3 years.
(من از آن پکیج npm استفاده نکردم چون که ۳ سال است آپدیت نشده.)
نکته ۲: کلمه “since” هم دقیقاً همین کاربرد و معنی را دارد.
مثال برنامهنویسی:
Since the server is down, we cannot test the frontend.
(از آنجا که / چون که سرور قطع است، نمیتوانیم فرانتاند را تست کنیم.)
نکته ۳: مقایسه as (به معنای دلیل) و when (به معنای زمان):
به تفاوت معنایی این دو جمله دقت کنید:
با As:
The deployment failed as the credentials were invalid.
(دیپلویمنت با خطا مواجه شد به دلیل اینکه اطلاعات ورود نامعتبر بود. -> علت)
با When:
The deployment failed when the server lost connection.
(دیپلویمنت خطا داد در زمانی که / وقتی که ارتباط سرور قطع شد. -> زمان)
وقتی یک کار طولانی در حال انجام است (معمولاً با زمان استمراری ing دار) و در وسط آن یک اتفاق دیگر میافتد یا همزمان انجام میشود. در اینجا انتخاب بین as و while سلیقهای است.
مثال:
The error occurred as I was testing the API.
The error occurred while I was testing the API.
(هر دو درست است: ارور رخ داد در حین/زمانی که داشتم API را تست میکردم).
در دو حالت نمیتوانید از while استفاده کنید:
حالت الف) تغییرات همگام و تدریجی (نسبت مستقیم): وقتی دو چیز به مرور زمان با هم تغییر میکنند.
مثال: As the app's traffic increases, the server response time goes up.
(درست: هرچه ترافیک اپلیکیشن بالا میرود، زمان پاسخگویی سرور هم بالا میرود.)
غلط: While the app's traffic increases...
حالت ب) دو اتفاق بسیار کوتاه و دقیقاً در یک صدم ثانیه (اغلب با Just):
مثال: Just as I clicked "Deploy", the database crashed.
(درست: درست همان لحظهای که روی دیپلوی کلیک کردم، دیتابیس کرش کرد.)
استفاده از while برای اتفاقات لحظهای و کوتاه (مثل کلیک کردن) اشتباه است.
وقتی میخواهید دو چیز را با هم مقایسه کنید یا تضادشان را نشان دهید (به معنی “در حالی که”). در این حالت as کاربردی ندارد.
مثال: While Python is easy to learn, C++ offers better performance.
(درست: در حالی که پایتون برای یادگیری آسان است، سیپلاسپلاس پرفورمنس بهتری ارائه میدهد.)
غلط: As Python is easy to learn, C++ offers... (اینجا معنی دلیل میگیرد و جمله بیمعنی میشود).
عنوان کارت
پاسخ