در حال دریافت اطلاعات ...
متن رفرنس
ما از like یا as if (یا as though که دقیقاً هممعنی as if است) استفاده میکنیم تا بگوییم یک شخص یا چیزی چگونه به نظر میرسد، چه صدایی میدهد یا چه حسی دارد.
ساختار: بعد از این کلمات، یک بند کامل (Subject + Verb) میآید.
مثالهای برنامهنویسی:
That legacy server sounds like it's going to explode. (آن سرور قدیمی صدایی میدهد انگار که میخواهد منفجر شود).
The UI looks as if the CSS hasn't loaded properly. (رابط کاربری طوری به نظر میرسد که انگار فایلهای CSS به درستی لود نشدهاند).
I've only been coding for an hour, but I feel as though I've been debugging all day. (فقط یک ساعت است که کد میزنم، اما احساس میکنم انگار کل روز را در حال دیباگ کردن بودهام).
مقایسه مهم:
Look + Adjective (صفت): The database looks slow. (دیتابیس کند به نظر میرسد).
Look like / as if + Clause (بند): The database looks like it hasn't been indexed. (دیتابیس طوری به نظر میرسد انگار ایندکس نشده است).
وقتی بر اساس شواهد موجود به یک نتیجهگیری میرسیم یا حدس قوی میزنیم، از این ساختارها استفاده میکنیم: It looks like... / It looks as if... / It sounds like...
مثالهای برنامهنویسی:
The pipeline failed again. It looks like you have a syntax error. (پایپلاین دوباره fail شد. به نظر میرسد که یک خطای سینتکسی داری).
There are too many 500 errors in the logs. It looks as if the backend server is down. (خطاهای 500 زیادی در لاگها هست. به نظر میرسد که سرور بکاند از کار افتاده است).
It sounds as though they are planning to rewrite the entire project in Rust. (اینطور به گوش میرسد که انگار قصد دارند کل پروژه را با زبان Rust بازنویسی کنند).
شما میتوانید like / as if / as though را با افعال دیگر هم استفاده کنید تا توضیح دهید کسی یا چیزی چگونه کاری را انجام میدهد.
مثالهای برنامهنویسی:
The script ignored the try-catch block and crashed like it was designed to fail. (اسکریپت بلوک try-catch را نادیده گرفت و کرش کرد، انگار که برای شکست خوردن طراحی شده بود).
After the network interruption, the service went on running as if nothing had happened. (پس از قطعی شبکه، سرویس به کار خود ادامه داد انگار که هیچ اتفاقی نیفتاده است).
این بخش یک نکته گرامری بسیار مهم و پیشرفته دارد. گاهی اوقات بعد از as if یا as though، ما از زمان گذشته (Past) استفاده میکنیم در حالی که داریم درباره زمان حال (Present) صحبت میکنیم.
دلیل این کار: ما زمانی از گذشته استفاده میکنیم که آن موقعیت غیرواقعی (Not real) یا فرضی باشد (درست شبیه به ساختار If شرطی نوع دوم).
نکته: در این ساختار معمولاً از like استفاده نمیشود و as if / as though ترجیح داده میشوند.
مثالهای برنامهنویسی:
The junior developer talks about the architecture as if he knew everything. (توسعهدهنده جونیور طوری درباره معماری صحبت میکند انگار که همهچیز را میداند.)
واقعیت: او همهچیز را نمیداند (he does not know)، اما چون این یک فرض غیرواقعی است، فعل know به گذشته یعنی knew تبدیل شده است.
The system is throttling requests as if it didn't have enough RAM. (سیستم دارد ریکوئستها را محدود میکند انگار که رم کافی ندارد.)
واقعیت: سیستم رم کافی دارد، اما رفتارش شبیه سیستمی است که رم ندارد.
استفاده از Were به جای Was:
وقتی در این حالت غیرواقعی از فعل to be استفاده میکنید، میتوانید (و در انگلیسی رسمی توصیه میشود) برای تمام فاعلها (حتی I, He, She, It) از were به جای was استفاده کنید:
The application behaves as if it were under a DDoS attack. (اپلیکیشن طوری رفتار میکند انگار تحت حمله DDoS است - در واقع نیست).
They treat me as if I were a devops engineer, but I only know frontend! (آنها با من طوری رفتار میکنند انگار مهندس دواپس هستم، اما من فقط فرانتاند بلدم!).
عنوان کارت
پاسخ