در حال دریافت اطلاعات ...
متن رفرنس
غالبا خودمان را قانع می کنیم که موفقیت بزرگ اقدام بزرگ نیاز دارد. چه هدفمان کاهش وزن، ساختن ساختمان، نوشتن کتاب، بردن یک مسابقه باشد روی خودمان فشار می آوریم تا تغییرات بزرگی را ایجاد کنیم.
اگر به مدت یک سال هر روز 1 درصد بهتر شوید در انتهال 37 برابر بهتر خواهید شد.
تغییرات کوچک را نادیده نگیرید، چون خیلی مهم نیستند اگر مقداری کمی پول ذخیره کنید درجا میلیونر نمی شوید، اگر سه روز پشت هم به باشگاه بروید هیکل خوبی نخواهید داشتاگر روزی یک ساعت زبان تمرین کنید اتفاقی نمی افتد اما پس از 2 سال 5 سال یا 10 سال است که نتایج آن را می بینید
متاسفانه عادت های بد هم همین است اگر غذای بد بخورید وزنتان تغییری نمی کند، اگر مسوال نزنید سریع خراب نمی شوند اما سال ها بعد عواقب آن را می بینید
مثال هواپیما: اگر خلبان نوک هواپیما رو تنها 3 درجه به سمت جنوب بگیرید به جای تهران در مشهد فرود خواهید آمد. در شروع تغییر در حد چند متر است دولی در داراز مدت صدها کیلومتر آن طرف تر فرود خواهید آمد.
لحظات دستیابی به موفقیت غالبا نتیجه اقدامات سابقی هستند که پتانسیل لازم برای آزادسازی یک تغییر بزرگ را ایجاد می کند. مثلا سرطات 80 درصد از عمر خودش مخفی باقی می ماند. ولی در طول چند ماه بر بدن غلبه می کند. بامبو را به ندرت می توان طی 5 سال اول عمرش مشاهده کرد ولی در طی 6 هفته 27 متر قد می کشد
شما نیاز است به یک مرز مشخص برسید تا به سطح جدید برسید در مراحل اولیه و میانی دره های ناامیدی وجود دارد انتظار پیشرفت خطی دارید؟ ولی نه این چنین نیست در این شرایط ناامید می شوید. و اینجاست که تصمیم به توقف می گیرید. اما برای تفاوت های معنادارد باید به اندازه کافی عادت پربرجا بماند تا قله فتح شود این قله قله پتانسیل پنهان است
پس اگر برای ایجاد یک عادت یک مهارت یا هر چیزی سخت تقلا می کنید به معنای عدم رشد و بهبود نیست به این دلیل است به قله پنانسیل پنهان نرسیده اید.
وقتی به قله پتانسیل پنهان رسیدید، افراد آن را موفقیت یک به خواهند نامید. دنیای بیرون تنها رخداد نهایی را خواهند دید و کاری با میسر پیموده شده ندارند اما فقط خودتان می دانید که خیلی وقته شروع کردید
وقتی فکر می کنم هیچ چیز به من کمک نمی کند، می روم و به سنگ تراشی نگاه می کنم که پتک روی سنگ فرو می آورد. شاید صد بار صربه بزند بدون اینکه ترکی روی آن ظاهر شود. با این حال با صد و یکمین ضربه است که سنگ به دو نیم می شود و من می دانم که صرفا آخرین ضربه قکارساز نبوده - بلکه تمام ضربات پیشین هم تاثیر خود را گذاشته اند
عنوان کارت
پاسخ