در حال دریافت اطلاعات ...
۱. Spend (a lot of) time:
ساختار: Spend time + Verb-ing (همیشه بعد از آن فعل به صورت ing دار میآید).
مثال:
I spend a lot of time debugging my C# code.
(من زمان زیادی را صرف دیباگ کردن کد سیشارپم میکنم.)
۲. Take time:
ساختار: Take time + to + Base Verb (بعد از آن از مصدر با to استفاده میشود).
مثال:
It takes time to migrate a React project to Next.js.
(مایگرِیت کردن یک پروژه ریاکت به نکستجیاس زمان میبرد.)
۳. Get sad / frustrated:
ساختار: Get frustrated + when + Clause (معمولاً با when و یک جمله کامل میآید) یا Get frustrated + with + Noun.
مثال:
Developers get frustrated when the API returns random 500 errors.
(توسعهدهندگان کلافه میشوند وقتی API خطاهای رندوم ۵۰۰ برمیگرداند.)
۴. Make a mistake:
ساختار: Make a mistake + in + Verb-ing / Noun (استفاده از حرف اضافه in برای اشاره به حوزه اشتباه).
مثال:
He made a big mistake in designing the database ERD.
(او در طراحی ERD دیتابیس مرتکب اشتباه بزرگی شد.)
۵. Improve / Get better:
ساختار: Get better + at + Verb-ing / Noun (برای بیان پیشرفت در یک مهارت، همیشه از حرف اضافه at به علاوه ing استفاده میشود).
مثال:
I am practicing daily to get better at writing complex SQL queries.
(من روزانه تمرین میکنم تا در نوشتن کوئریهای پیچیده SQL بهتر شوم.)
۶. Look for:
ساختار: Look for + Noun / Noun Phrase (همیشه بعد از آن یک اسم یا عبارت اسمی میآید).
مثال:
We are looking for a senior Front-end developer familiar with React Query.
(ما به دنبال یک توسعهدهنده ارشد فرانتاند مسلط به React Query هستیم.)
درس 2
ساختار:
Know how to + Base Verb
(بلد بودن انجام کاری)
مثال:
I know how to debug C# applications.
(من بلدم برنامههای C# را دیباگ کنم.)
مثال دیگر:
She knows how to deploy a Next.js project.
(او بلد است یک پروژه Next.js را Deploy کند.)
ساختار:
Know a lot about + Noun
(درباره چیزی اطلاعات زیادی داشتن)
مثال:
I know a lot about ASP.NET Core.
(من درباره ASP.NET Core اطلاعات زیادی دارم.)
ساختار:
Be good at + Verb-ing
(در انجام کاری خوب بودن)
مثال:
She is good at designing databases.
(او در طراحی دیتابیس مهارت دارد.)
ساختار:
Have a natural talent for + Noun / Verb-ing
(استعداد ذاتی داشتن)
مثال:
He has a natural talent for solving complex bugs.
(او استعداد ذاتی در حل باگهای پیچیده دارد.)
ساختار:
Spend money on + Noun
(برای چیزی پول خرج کردن)
مثال:
Our company spends a lot of money on cloud servers.
(شرکت ما پول زیادی برای سرورهای ابری خرج میکند.)
ساختار:
Learn to + Base Verb
(یاد گرفتن)
مثال:
I'm learning to build REST APIs with .NET.
(دارم یاد میگیرم با .NET، REST API بسازم.)
ساختار:
Prefer + Noun / Verb-ing
(ترجیح دادن)
مثال:
I prefer using PostgreSQL instead of MySQL.
(من استفاده از PostgreSQL را به MySQL ترجیح میدهم.)
ساختار:
Hope + Clause
(امیدوار بودن)
مثال:
I hope this deployment succeeds.
(امیدوارم این دیپلوی موفق باشد.)
ساختار:
It's common to + Base Verb
(رایج بودن)
مثال:
It's common to use Git for version control.
(استفاده از Git برای کنترل نسخه رایج است.)
ساختار:
Be difficult to + Base Verb
(سخت بودن)
مثال:
This bug is difficult to reproduce.
(بازتولید این باگ سخت است.)
ساختار:
Run into + Problem / Error
(به مشکل خوردن)
مثال:
I ran into a dependency issue after updating Prisma.
(بعد از آپدیت Prisma به مشکل وابستگی برخوردم.)
ساختار:
Figure out + Noun / Clause
(متوجه شدن، راهحل پیدا کردن)
مثال:
I finally figured out why the scheduler wasn't working.
(بالاخره فهمیدم چرا Scheduler کار نمیکرد.)