Memo-Note
لیست مطالب
لیست نکات خام
مرور مطالب
VOCABULARY-IN-USE-INTERMEDIATE

در حال دریافت اطلاعات ...

لیست نکات خام

درس 65: Apologies, excuses and thanks

بخش A: عذرخواهی‌ها و پاسخ‌های رایج (Apologies with common replies)

بسته به موقعیت، روش‌های مختلفی برای عذرخواهی وجود دارد:

۱. عذرخواهی برای یک اشتباه یا فراموشی:

  • عذرخواهی: I’m (terribly/really) sorry – I’ve forgotten your book. (من (خیلی واقعاً) متاسفم - کتابت را فراموش کردم.)

  • نکته: کلمات terribly و really میزان پشیمانی و تاسف شما را بیشتر نشان می‌دهند.

  • پاسخ: Never mind. That’s OK. (مهم نیست. مشکلی نیست.)

۲. عذرخواهی رسمی / وقتی ناخواسته به کسی برخورد می‌کنید:

  • عذرخواهی: I beg your pardon – I didn’t see you there. (عذر می‌خواهم - شما را آنجا ندیدم.)

  • پاسخ: That’s all right. یا That's OK. (مشکلی نیست.)

۳. وقتی می‌خواهید مزاحم کار کسی شوید (قطع کردن کار یا صحبت):

  • عذرخواهی: (I’m) sorry to disturb you. (ببخشید که مزاحمتان می‌شوم.)

  • پاسخ: Don’t worry. Come on in. I can finish this later. (نگران نباشید. بفرمایید داخل. می‌توانم این را بعداً تمام کنم.)

۴. وقتی کسی را منتظر می‌گذارید:

  • عذرخواهی: (I’m) sorry to keep you waiting – I won’t be long. (ببخشید که منتظرتان گذاشتم - زیاد طول نمی‌کشد [زود می‌آیم].)

  • پاسخ: OK. Fine. (باشه. مشکلی نیست.)

۵. وقتی می‌خواهید برای مدت کوتاهی جمع یا اتاقی را ترک کنید:

  • عذرخواهی: Excuse me, I won’t be a minute. (ببخشید، یک دقیقه هم طول نمی‌کشد [سریع برمی‌گردم].)

  • پاسخ: OK. Fine. (باشه.)

۶. عذرخواهی بسیار رسمی (اغلب برای نامه‌های کاری/تجاری):

  • عذرخواهی: I must apologise for the noise last night. (باید بابت سروصدای دیشب عذرخواهی کنم.)

  • پاسخ: That’s all right. I understand. (مشکلی نیست. درک می‌کنم.)

۷. عذرخواهی برای دیر رسیدن:

  • عذرخواهی: I’m (really) sorry I’m late. (واقعاً ببخشید که دیر کردم.)

  • پاسخ: Don’t worry. (نگران نباش.)

⚠️ اشتباهات رایج (Common Mistakes):

برای گفتن “ببخشید دیر کردم” فقط بگویید: I’m sorry I’m late

هرگز نگویید: I’m sorry for be late یا I’m sorry to be late

بخش B: بهانه‌ها / دلایل (Excuses)

معمولاً بعد از عذرخواهی برای تاخیر، دلیلی می‌آوریم. در اینجا چند دلیل رایج برای دیر رسیدن به کلاس آورده شده است (پایه جمله: …I’m sorry I’m late for class):

  • There was a delay / hold-up on the underground.

  • (در مترو تاخیر/توقف وجود داشت.)

  • I was held up in traffic.

  • (در ترافیک گیر کردم / معطل شدم.)

  • نکته: hold up به معنای ایجاد تاخیر است و اینجا به صورت مجهول (معطل شدم) استفاده شده است.

  • My train was cancelled, and I had to wait half an hour for the next one.

  • (قطارم لغو شد و مجبور شدم نیم ساعت برای قطار بعدی صبر کنم.)

  • I overslept.

  • (خواب ماندم - یعنی بیشتر از زمانی که برنامه‌ریزی کرده بودم خوابیدم.)

بخش C: تشکر کردن و پاسخ‌ها (Thanks and replies)

روش‌های مختلف تشکر کردن و جواب دادن به آن‌ها:

۱. حالت عادی و رایج:

  • تشکر: Thanks (very much). (خیلی ممنون.)

  • پاسخ: Not at all. یا That's OK. (خواهش می‌کنم / قابلی ندارد.)

۲. حالت غیررسمی و دوستانه (Informal):

  • جمله شخص: I’ve brought your books. (کتاب‌هایت را آوردم.)

  • تشکر: Oh, cheers. (اوه، ممنون.) - کلمه cheers در بریتانیا بسیار رایج است.

  • پاسخ: No problem. (مشکلی نیست / خواهش می‌کنم.)

۳. حالت مودبانه و کمی رسمی‌تر:

  • جمله شخص: I’ll post those letters for you. (من آن نامه‌ها را برایت پست می‌کنم.)

  • تشکر: Oh, thank you. That’s very kind of you. (اوه، ممنون. شما خیلی لطف دارید / این لطف شماست.)

درس 66: request, permission and suggestion

بخش A: Requests and replies (درخواست‌ها و پاسخ‌ها)

این بخش برای زمانی است که می‌خواهید از کسی درخواست کنید کاری برایتان انجام دهد.

عبارات درخواست:

  • Could you…: می‌توانی…؟ (درخواست محترمانه رایج)

  • Could you possibly…: امکانش هست…؟ (بسیار محترمانه)

  • I wonder if you could…: می‌خواستم بدانم می‌توانی…؟ (درخواست غیرمستقیم و مودبانه)

  • I was wondering if you could…: داشتم فکر می‌کردم آیا می‌توانی…؟ (بسیار محترمانه، معمولاً برای درخواست‌های بزرگتر و مهم‌تر استفاده می‌شود).

  • نکته متن (Language help): هرچه جملات درخواست طولانی‌تر باشند، polite (مودبانه‌تر) به نظر می‌رسند.

پاسخ‌ها:

  • Sure / No problem: حتماً / مشکلی نیست. (پاسخ مثبت)

  • Yes, of course: بله، البته. (پاسخ مثبت)

  • I’m afraid I can’t: متاسفانه نمی‌توانم. (رد کردن محترمانه درخواست - معادل I’m sorry but I can’t).

بخش B: Asking permission and replies (اجازه گرفتن و پاسخ‌ها)

این بخش برای زمانی است که می‌خواهید برای انجام کاری اجازه بگیرید.

عبارات اجازه گرفتن:

  • Could I possibly…: امکانش هست من…؟

  • May / Could I…: ممکن است من…؟ / اجازه دارم…؟

  • Do you mind if I…: اشکالی ندارد اگر من…؟ (آیا ناراحت می‌شوی اگر…)

پاسخ‌ها:

  • help yourself: بفرمایید / خودتان بردارید. (برای اجازه دادن به کسی جهت استفاده از چیزی، مثلاً برداشتن مجله یا غذا).

  • go ahead: بفرما / راحت باش / انجام بده. (برای اجازه دادن به کسی جهت انجام یک کار).

بخش C: Suggestions and replies (پیشنهاد دادن و پاسخ‌ها)

این بخش برای زمانی است که می‌خواهید انجام کاری را به دیگران پیشنهاد دهید.

عبارات پیشنهاد دادن:

  • We could…: ما می‌توانیم… (مثلاً: می‌تونیم بریم اون رستوران جدیده).

  • What shall we…: (چه‌کار) کنیم؟ (مثلاً: What shall we do tonight? امشب چیکار کنیم؟)

  • Let’s…: بیا… (مثلاً: بیا بریم کافه).

  • Do you fancy…: میل داری…؟ / دوست داری…؟ (غیررسمی است و بعد از آن فعل با ing می‌آید. معادل Do you want to).

  • How about…: نظرت در مورد … چیه؟ (بعد از آن فعل با ing می‌آید).

  • Why don’t we…: چرا ما (فلان کار را نکنیم)…؟ (یک راه برای پیشنهاد دادن).

پاسخ به پیشنهادها (از مثبت به منفی):

  • (that’s a) great idea: ایده‌ی عالیه. (مثبت)

  • That sounds good: خوب به نظر می‌رسه. (مثبت)

  • Yes, if you like: بله، اگر تو دوست داری. (مثبت / خنثی)

  • Yeah, I don’t mind: آره، من مشکلی ندارم / برام فرقی نمی‌کنه. (خنثی)

  • No, I don’t fancy that: نه، خیلی میل ندارم / خوشم نمیاد. (منفی)

  • Mm, I’d rather…: امم، ترجیح می‌دم (یک کار دیگه بکنم). (منفی محترمانه).

درس 67: opinions, agreeing and disagreeing

بخش A: پرسیدن نظر شخصی دیگران (Asking someone for their opinion)

  • What do you think of his new book / Tom’s girlfriend?

(پرسیدن درباره یک شخص یا چیز خاص)

  • What do you think about global warming / cosmetic surgery?

(پرسیدن درباره یک موضوع کلی)

  • How do you feel about working with the others?

بخش B: بیان نظر خودتان (Introducing your own opinion)

  • Personally, I think Helena was probably right.

  • Personally, I feel that we should increase the price.

  • In my opinion [I think], we need to change the direction of the company.

  • My view/feeling is [my opinion is] that we need to wait a bit longer.

⚠️ اشتباهات رایج (Common mistakes):

  • شکل درست: Personally, I don’t think it’s a good idea.

(غلط: I think it’s not a good idea)

  • شکل درست: In my opinion, motorbikes are dangerous.

(غلط: On my opinion یا In my meaning)

  • نکته: در بیشتر موقعیت‌ها، استفاده از کلمه personally احتمالاً ساده‌تر و طبیعی‌تر است.

بخش C: بیان نظر دیگران (Giving the opinion of others)

  • The newspaper says that his death was not an accident.

(غلط: It’s written in the newspaper)

  • According to the paper [the paper says], the government didn’t know about it.

بخش D: موافقت و مخالفت (با یک شخص) (Agreeing and disagreeing)

  • I totally agree (with you) [موافقت کامل، 100%].

  • I partly agree (with you) [موافق بودن اما نه به طور کامل].

  • I agree (with you) to a certain extent [تا حدودی موافق بودن].

⚠️ اشتباهات رایج (Common mistakes):

  • شکل درست: I agree with you.

(غلط: I’m agree with you)

  • شکل درست: Do you agree?

(غلط: Are you agree?)

نکته بریتیش انگلیش: در انگلیسی بریتانیایی رایج است که قبل از بیان یک نظر متفاوت، ابتدا با شخص مقابل (ظاهراً) موافقت کنید:

  • That’s true, but I think …

  • I see what you mean, [می‌فهمم چه می‌گویی] but …

  • I agree to some extent, but …

  • I think that’s a good point [ایده یا نظر خوب], but …

  • I take your point [نظرت را می‌فهمم و تا حدودی موافقم], but …

بخش E: بیان یک نظر قوی و محکم (Giving a strong opinion)

  • I feel very strongly about military service. I think everyone should do it.

  • I think you’re absolutely right/wrong [100% درست/غلط].

  • I don’t agree at all [من کاملاً مخالفم].

  • I disagree completely [100% موافق نیستم].

درس 68: like, dislike, attitude and preferences

بخش A: علایق و بی‌علاقگی‌ها (Likes and dislikes)

۱. علاقه شدید

  • I love … (عاشق … هستم)

  • مثال: .I love refactoring legacy code

  • موافقت: .So do I | مخالفت: .Really? I don't

  • I’m really into … (خیلی به … علاقه دارم / فازِ … دارم - غیررسمی)

  • مثال: .I'm really into cloud computing

  • I like a lot of … (…های زیادی را دوست دارم)

  • مثال: .I like a lot of open-source projects

۲. علاقه نسبی یا خنثی

  • I quite like … (نسبتاً … را دوست دارم)

  • مثال: .I quite like functional programming

  • I don’t mind … (مشکلی با … ندارم / برام اوکی هست)

  • مثال: .I don't mind debugging other people's code

۳. بی‌علاقگی و تنفر

  • I’m not very keen on … (خیلی تمایلی به … ندارم / زیاد اهلش نیستم)

  • مثال: .I'm not very keen on manual testing

  • موافقت (منم همینطور): .Neither am I / .Me neither

  • I can’t stand … (اصلاً نمی‌توانم … را تحمل کنم - غیررسمی)

  • مثال: .I can't stand spaghetti code

  • I hate … (از … متنفرم)

  • مثال: .I hate merge conflicts

📌 نکته گرامری مهم: بعد از این افعال می‌توانید از یک اسم (Noun) یا فعلِ ing-دار استفاده کنید.

  • اسم: .I hate slow IDEs

  • فعل: .I love coding

بخش B: نگرش‌ها و علایق (Attitudes and interests)

  • Attitude (نگرش / دیدگاه نسبت به چیزی)

  • مثال: .My attitude to AI tools has changed

  • Used to (قبلاً… / عادت داشتم در گذشته - الان دیگر نه)

  • مثال: .I used to like Objective-C

  • Don’t interest me (برایم جالب نیستند)

  • مثال: .Simple websites don't interest me anymore

  • Interested in (علاقه‌مند بودن به)

  • مثال: .I'm interested in cybersecurity

  • Not … at all (اصلاً … - برای تاکید روی منفی بودن)

  • مثال: .I don't use SVN at all

  • Have nothing in common (هیچ وجه اشتراکی نداشتن)

  • مثال: .The designers and developers have nothing in common here

⚠️ اشتباه رایج: بعد از عبارت interested in حتماً باید از فعل ing-دار استفاده کنید.

  • ✅ درست: .I'm interested in contributing to open source

  • ❌ غلط: ...I'm interested to contribute


مبحث: عادت کردن (Get used to)

  • Get used to (پروسه آشنا شدن و عادت کردن به شرایط جدید)

  • مثال: .It takes time to get used to a new tech stack

  • Got used to (عادت کرده‌ام - پروسه عادت کردن تمام شده)

  • مثال: .I didn't like the new workflow, but now I've got used to it


بخش C: ترجیحات (Preferences)

  • Prefer A to B (ترجیح دادن کلیِ یک چیز به چیز دیگر)

  • مثال: .I prefer Linux to Mac for server development

  • Would prefer / 'd rather (ترجیح دادن در یک موقعیت خاص در همان لحظه)

  • مثال: .I'd rather start with the backend today (امروز ترجیح می‌دم با بک‌اند شروع کنم.)