در حال دریافت اطلاعات ...
بسته به موقعیت، روشهای مختلفی برای عذرخواهی وجود دارد:
۱. عذرخواهی برای یک اشتباه یا فراموشی:
عذرخواهی: I’m (terribly/really) sorry – I’ve forgotten your book. (من (خیلی واقعاً) متاسفم - کتابت را فراموش کردم.)
نکته: کلمات terribly و really میزان پشیمانی و تاسف شما را بیشتر نشان میدهند.
پاسخ: Never mind. That’s OK. (مهم نیست. مشکلی نیست.)
۲. عذرخواهی رسمی / وقتی ناخواسته به کسی برخورد میکنید:
عذرخواهی: I beg your pardon – I didn’t see you there. (عذر میخواهم - شما را آنجا ندیدم.)
پاسخ: That’s all right. یا That's OK. (مشکلی نیست.)
۳. وقتی میخواهید مزاحم کار کسی شوید (قطع کردن کار یا صحبت):
عذرخواهی: (I’m) sorry to disturb you. (ببخشید که مزاحمتان میشوم.)
پاسخ: Don’t worry. Come on in. I can finish this later. (نگران نباشید. بفرمایید داخل. میتوانم این را بعداً تمام کنم.)
۴. وقتی کسی را منتظر میگذارید:
عذرخواهی: (I’m) sorry to keep you waiting – I won’t be long. (ببخشید که منتظرتان گذاشتم - زیاد طول نمیکشد [زود میآیم].)
پاسخ: OK. Fine. (باشه. مشکلی نیست.)
۵. وقتی میخواهید برای مدت کوتاهی جمع یا اتاقی را ترک کنید:
عذرخواهی: Excuse me, I won’t be a minute. (ببخشید، یک دقیقه هم طول نمیکشد [سریع برمیگردم].)
پاسخ: OK. Fine. (باشه.)
۶. عذرخواهی بسیار رسمی (اغلب برای نامههای کاری/تجاری):
عذرخواهی: I must apologise for the noise last night. (باید بابت سروصدای دیشب عذرخواهی کنم.)
پاسخ: That’s all right. I understand. (مشکلی نیست. درک میکنم.)
۷. عذرخواهی برای دیر رسیدن:
عذرخواهی: I’m (really) sorry I’m late. (واقعاً ببخشید که دیر کردم.)
پاسخ: Don’t worry. (نگران نباش.)
⚠️ اشتباهات رایج (Common Mistakes):
برای گفتن “ببخشید دیر کردم” فقط بگویید: I’m sorry I’m late
هرگز نگویید:
I’m sorry for be lateیاI’m sorry to be late
معمولاً بعد از عذرخواهی برای تاخیر، دلیلی میآوریم. در اینجا چند دلیل رایج برای دیر رسیدن به کلاس آورده شده است (پایه جمله: …I’m sorry I’m late for class):
There was a delay / hold-up on the underground.
(در مترو تاخیر/توقف وجود داشت.)
I was held up in traffic.
(در ترافیک گیر کردم / معطل شدم.)
نکته: hold up به معنای ایجاد تاخیر است و اینجا به صورت مجهول (معطل شدم) استفاده شده است.
My train was cancelled, and I had to wait half an hour for the next one.
(قطارم لغو شد و مجبور شدم نیم ساعت برای قطار بعدی صبر کنم.)
I overslept.
(خواب ماندم - یعنی بیشتر از زمانی که برنامهریزی کرده بودم خوابیدم.)
روشهای مختلف تشکر کردن و جواب دادن به آنها:
۱. حالت عادی و رایج:
تشکر: Thanks (very much). (خیلی ممنون.)
پاسخ: Not at all. یا That's OK. (خواهش میکنم / قابلی ندارد.)
۲. حالت غیررسمی و دوستانه (Informal):
جمله شخص: I’ve brought your books. (کتابهایت را آوردم.)
تشکر: Oh, cheers. (اوه، ممنون.) - کلمه cheers در بریتانیا بسیار رایج است.
پاسخ: No problem. (مشکلی نیست / خواهش میکنم.)
۳. حالت مودبانه و کمی رسمیتر:
جمله شخص: I’ll post those letters for you. (من آن نامهها را برایت پست میکنم.)
تشکر: Oh, thank you. That’s very kind of you. (اوه، ممنون. شما خیلی لطف دارید / این لطف شماست.)
این بخش برای زمانی است که میخواهید از کسی درخواست کنید کاری برایتان انجام دهد.
عبارات درخواست:
Could you…: میتوانی…؟ (درخواست محترمانه رایج)
Could you possibly…: امکانش هست…؟ (بسیار محترمانه)
I wonder if you could…: میخواستم بدانم میتوانی…؟ (درخواست غیرمستقیم و مودبانه)
I was wondering if you could…: داشتم فکر میکردم آیا میتوانی…؟ (بسیار محترمانه، معمولاً برای درخواستهای بزرگتر و مهمتر استفاده میشود).
نکته متن (Language help): هرچه جملات درخواست طولانیتر باشند، polite (مودبانهتر) به نظر میرسند.
پاسخها:
Sure / No problem: حتماً / مشکلی نیست. (پاسخ مثبت)
Yes, of course: بله، البته. (پاسخ مثبت)
I’m afraid I can’t: متاسفانه نمیتوانم. (رد کردن محترمانه درخواست - معادل I’m sorry but I can’t).
این بخش برای زمانی است که میخواهید برای انجام کاری اجازه بگیرید.
عبارات اجازه گرفتن:
Could I possibly…: امکانش هست من…؟
May / Could I…: ممکن است من…؟ / اجازه دارم…؟
Do you mind if I…: اشکالی ندارد اگر من…؟ (آیا ناراحت میشوی اگر…)
پاسخها:
help yourself: بفرمایید / خودتان بردارید. (برای اجازه دادن به کسی جهت استفاده از چیزی، مثلاً برداشتن مجله یا غذا).
go ahead: بفرما / راحت باش / انجام بده. (برای اجازه دادن به کسی جهت انجام یک کار).
این بخش برای زمانی است که میخواهید انجام کاری را به دیگران پیشنهاد دهید.
عبارات پیشنهاد دادن:
We could…: ما میتوانیم… (مثلاً: میتونیم بریم اون رستوران جدیده).
What shall we…: (چهکار) کنیم؟ (مثلاً: What shall we do tonight? امشب چیکار کنیم؟)
Let’s…: بیا… (مثلاً: بیا بریم کافه).
Do you fancy…: میل داری…؟ / دوست داری…؟ (غیررسمی است و بعد از آن فعل با ing میآید. معادل Do you want to).
How about…: نظرت در مورد … چیه؟ (بعد از آن فعل با ing میآید).
Why don’t we…: چرا ما (فلان کار را نکنیم)…؟ (یک راه برای پیشنهاد دادن).
پاسخ به پیشنهادها (از مثبت به منفی):
(that’s a) great idea: ایدهی عالیه. (مثبت)
That sounds good: خوب به نظر میرسه. (مثبت)
Yes, if you like: بله، اگر تو دوست داری. (مثبت / خنثی)
Yeah, I don’t mind: آره، من مشکلی ندارم / برام فرقی نمیکنه. (خنثی)
No, I don’t fancy that: نه، خیلی میل ندارم / خوشم نمیاد. (منفی)
Mm, I’d rather…: امم، ترجیح میدم (یک کار دیگه بکنم). (منفی محترمانه).
What do you think of his new book / Tom’s girlfriend?
(پرسیدن درباره یک شخص یا چیز خاص)
What do you think about global warming / cosmetic surgery?
(پرسیدن درباره یک موضوع کلی)
How do you feel about working with the others?
Personally, I think Helena was probably right.
Personally, I feel that we should increase the price.
In my opinion [I think], we need to change the direction of the company.
My view/feeling is [my opinion is] that we need to wait a bit longer.
⚠️ اشتباهات رایج (Common mistakes):
شکل درست: Personally, I don’t think it’s a good idea.
(غلط: I think it’s not a good idea)
شکل درست: In my opinion, motorbikes are dangerous.
(غلط: On my opinion یا In my meaning)
نکته: در بیشتر موقعیتها، استفاده از کلمه personally احتمالاً سادهتر و طبیعیتر است.
The newspaper says that his death was not an accident.
(غلط: It’s written in the newspaper)
According to the paper [the paper says], the government didn’t know about it.
I totally agree (with you) [موافقت کامل، 100%].
I partly agree (with you) [موافق بودن اما نه به طور کامل].
I agree (with you) to a certain extent [تا حدودی موافق بودن].
⚠️ اشتباهات رایج (Common mistakes):
شکل درست: I agree with you.
(غلط: I’m agree with you)
شکل درست: Do you agree?
(غلط: Are you agree?)
نکته بریتیش انگلیش: در انگلیسی بریتانیایی رایج است که قبل از بیان یک نظر متفاوت، ابتدا با شخص مقابل (ظاهراً) موافقت کنید:
That’s true, but I think …
I see what you mean, [میفهمم چه میگویی] but …
I agree to some extent, but …
I think that’s a good point [ایده یا نظر خوب], but …
I take your point [نظرت را میفهمم و تا حدودی موافقم], but …
I feel very strongly about military service. I think everyone should do it.
I think you’re absolutely right/wrong [100% درست/غلط].
I don’t agree at all [من کاملاً مخالفم].
I disagree completely [100% موافق نیستم].
۱. علاقه شدید
I love … (عاشق … هستم)
مثال: .I love refactoring legacy code
موافقت: .So do I | مخالفت: .Really? I don't
I’m really into … (خیلی به … علاقه دارم / فازِ … دارم - غیررسمی)
مثال: .I'm really into cloud computing
I like a lot of … (…های زیادی را دوست دارم)
مثال: .I like a lot of open-source projects
۲. علاقه نسبی یا خنثی
I quite like … (نسبتاً … را دوست دارم)
مثال: .I quite like functional programming
I don’t mind … (مشکلی با … ندارم / برام اوکی هست)
مثال: .I don't mind debugging other people's code
۳. بیعلاقگی و تنفر
I’m not very keen on … (خیلی تمایلی به … ندارم / زیاد اهلش نیستم)
مثال: .I'm not very keen on manual testing
موافقت (منم همینطور): .Neither am I / .Me neither
I can’t stand … (اصلاً نمیتوانم … را تحمل کنم - غیررسمی)
مثال: .I can't stand spaghetti code
I hate … (از … متنفرم)
مثال: .I hate merge conflicts
📌 نکته گرامری مهم: بعد از این افعال میتوانید از یک اسم (Noun) یا فعلِ ing-دار استفاده کنید.
اسم:
.I hate slow IDEsفعل:
.I love coding
Attitude (نگرش / دیدگاه نسبت به چیزی)
مثال: .My attitude to AI tools has changed
Used to (قبلاً… / عادت داشتم در گذشته - الان دیگر نه)
مثال: .I used to like Objective-C
Don’t interest me (برایم جالب نیستند)
مثال: .Simple websites don't interest me anymore
Interested in (علاقهمند بودن به)
مثال: .I'm interested in cybersecurity
Not … at all (اصلاً … - برای تاکید روی منفی بودن)
مثال: .I don't use SVN at all
Have nothing in common (هیچ وجه اشتراکی نداشتن)
مثال: .The designers and developers have nothing in common here
⚠️ اشتباه رایج: بعد از عبارت
interested inحتماً باید از فعل ing-دار استفاده کنید.
✅ درست:
.I'm interested in contributing to open source❌ غلط:
...I'm interested to contribute
Get used to (پروسه آشنا شدن و عادت کردن به شرایط جدید)
مثال: .It takes time to get used to a new tech stack
Got used to (عادت کردهام - پروسه عادت کردن تمام شده)
مثال: .I didn't like the new workflow, but now I've got used to it
Prefer A to B (ترجیح دادن کلیِ یک چیز به چیز دیگر)
مثال: .I prefer Linux to Mac for server development
Would prefer / 'd rather (ترجیح دادن در یک موقعیت خاص در همان لحظه)
مثال: .I'd rather start with the backend today (امروز ترجیح میدم با بکاند شروع کنم.)